السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
806
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
به فرض صدور چنين چيزى از يكى از آنان در حق ابوبكر ، بىشك توان رويايى با آنهمه وجوه فراوان برترى مطلق اميرالمؤمنين عليه السلام را ندارد . 5 - ادّعاى گواهى امام عليه السلام به دانش او دروغين است از ادّعاهاى دروغين سمهودى در اين كلام چنين است : « على نيز به دانش او گواهى داد و گفت : ابوبكر داناترين و برترين آنان است . » چه كسى اين را روايت كرد ؟ و اى كاش سمهودى مصدرى برايش مىآورد حتّى اگر از ساختگىهاى پيشينيان بود ؟ ! و شگفتىآور از اوست كه چگونه به چيزى استدلال مىكند كه محل و اثرى در موضوعات ( ساختگىها ) ندارد چه رسد به كتابهايى كه « الصحاح » خوانده مىشود . هر چند كه اگر در الصحاح هم نقل شده بود براى اماميه حجّت نبود و در احتجاج در مقابل آنها سودى نداشت ؛ چه رسد به ساختگىها . 6 - ادّعاى حقانيت ابوبكر در موارد اختلاف دروغ است از ديگر ادّعاهاى دروغين اين گفته سمهودى است : « در چيزى اختلاف نكردند مگر اين كه حق با او بود » ، كه ادّعايى بىبرهان است ، بلكه دليلها و برهانهاى بر باطل بودنش بىشمار است و اگر جز جريان سقيفه و قضيهى فدك و مسألهى خمس نبود ، همينها به عنوان دليل و برهانى بر خطاكردن و باطلبودن ابوبكر بسنده بود ، چون رخدادهايى بود كه ميان على عليه السلام و ابوبكر اختلاف افتاد ، و هيچ خردمندى تصديق نمىكند كه حق با ابوبكر باشد ، چون با كتاب و سنّت ، عصمت اميرالمؤمنين و حضرت فاطمهى زهرا عليها السلام ثابت شده است ، امّا ابوبكر خودش را چنين معرّفى مىكند : « مرا شيطانى است كه گرفتارش مىشوم . » 7 - اعتذار به اينكه مدّت ابوبكر كوتاه بود ، پذيرفته نيست گويى سمهودى به اشكال وارد بر خود توجّه دارد كه : اگر ابوبكر مطلقاً داناترين اصحاب بود ، پس گفتهها و آراى او در مسائل گوناگون كجاست ؟ و چرا به